گفتار پنجم

14. صفحة

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

«إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَواْ وَّالَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ»[1]

 

اگر می خواهی بدانی که ادا کردن نماز وعدم ارتکاب گناهان کبیره چه قدر وظیفۀ حقیقی انسانیت و چقدر فطری و متناسب با هدف خلقت بشریت است، به این حکایت کوتاه تمثیلی بنگر و گوش فرا ده:

در یکی از کندک‌ها، دو سربازهم رزم که یکی تعلیم یافته و وظیفه شناس دیگری بی تجربه و نفس پرور همراه باهم بودند.

شخص وظیفه شناس به تعلیم و جهاد دقت میکرد به هیچ وقت رزق و خوراکی خود نمی‌اندیشید؛ چون درک کرده  که تغذیه و تهیه خوراکه، دادن تجهیزات، مداوا کردنش در صورت بیماری و حتی گذاشتن لقمۀ غذا در دهانش در صورت لزوم، وظیفۀ دولت است. وظیفۀ اصلی او تعلیم و جهاد است. گاهی مربوط به  رزق و روزی و آماده کردن تجهیزات میپرداخت دیگ می جوشاند، ظروف ها را می ششت ومی آورد.  اگر از او  پرسیده شود: چه کار میکنی؟ میگفت: خدمتی مجانی دولت را انجام می‌دهم و نمیگوید: به خاطر خرج و نفقه‌ ام کار میکنم.

اما فرد دیگری که شکم پرور و بی تجربه بود، به تعلیم و جهاد دقت نمیکرد. میگفت: این کار وظیفۀ دولت است. به من چه؟

 همواره به فکر نفقه‌ اش  به دنبال آن میگردد. جبهه را رها میکند به بازار می‌ رود و خرید و فروش می کند.

روزی دوست تعلیم یافته‌ اش به او گفت: برادر وظیفۀ اصلی ات تعلیم و جهاد است، تو به این منظور به این جا آورده‌ شدۀ، به پادشاه اعتماد کن، او تو را گرسنه نخواهد گذاشت، چون این وظیفۀ اوست، در حالی که تو عاجز و فقیر هستی و در هیچ جا نمی‌توانی خودرا تغذیه کنی. هم وقت آماده گی ومجاهده است، هم تورا عاصی خطاب کرده جزا میدهند.


[1] ـ [سورۀ نحل: 16/128] «بی‌گمان خدا همراه كسانی است كه تقوا پیشه كنند و با كسانی است كه نیكوكار باشند.»

15. صفحة

بله دو وظیفه در مقابل ما دیده میشود:

یکی: وظیفۀ پادشاه  است که تغذیه کردن ما است که بعضا بخاطر آن خدمتی مجانی را انجام می دهیم.

دیگری: وظیفۀ ما  است، پادشاه با تسهیلات به ما کمک می کند که تعلیم و جهاد است.

آیا اگر آن نفر سرگردان به سخنان معلم مجاهد گوش ندهد، با چه خطراتی مواجه است؟ این را خواهی فهمید.

پس ای نفس تنبلم!

آن میدان جنگ پرهرج و مرج همین زندگی دنیای با دغدغه است.

آن لشکری که به ‌ کندک های مختلف تقسیم شده است؛ جمعیت بشری هستند.

آن کندک، جماعت اسلامی این عصر هستند.

آن دو نفر:

یکی مسلمان و متقی است که فرایض دینی را میداند و به آن‌ها عمل میکند و برای ترک گناهان کبیره و عدم ارتکاب گناهان با نفس و شیطان مجاهده میکند.

دیگری، فاسق زیانکار است که تا درجۀ متهم کردن رزاق حقیقی به درد معیشت غرق شده و فرایض را ترک نموده در راه معیشت با هر گناهی که مواجه شود آن را انجام میدهد.

آن تعلیم و تعلیمات عبارت از عبادت است (در آغاز آن نماز).

اما آن جنگ، مجاهده با نفس، هوا و شیطان‌های جنی و انسی و نجات دادن قلب و روح از گناهان و اخلاق رذیله واز هلاکت دایمی است.

اما آن دو وظیفه، یکی بخشیدن زندگی و تغذیه کردن است دیگری پرستش و التماس به بخشنده و تغذیه کننده حیات و توکل و اعتماد به اوست.

آری، کسی که زندگی را ـ که درخشان ترین معجزۀ صنعت صمدانی و خارقۀ حکمت ربانی است ـ بخشیده و آفریده باشد ، هم او نیز زندگی را با رزق و پرورش ادامه میدهد و کسی غیر از او نمی تواند چنین کند.

آیا دلیلی می خواهی؟

ضعیف‌ ترین و نادان ترین حیوانات به بهترین صورت تغذیه میشوند، (مثل کرم‌های میوه و ماهی‌ها). عاجزترین و لطیف ‌ترین مخلوقات بهترین غذا را میخورند (مثل کودکان و بچه‌ها).


16. صفحة

بله، برای پی بردن به اینکه وسیلۀ کسب رزق حلال با قدرت و اختیار نیست، بلکه با عجز و ضعف است کافی است که میان ماهی‌ها و روباه‌ها و میان بچه‌ها و جانوران و میان درختان و حیوانات را مقایسه کنی.

پس کسی که نمازش را به خاطر درد معیشت ترک می‌کند، مانند سربازی است که تعلیم و سنگرش را رها می‌کند و در بازار گدایی می‌کند، ولی بعد از ادای نماز رفتن خودش وجستجو کردن به دنبال سهم و نصیب در آشپزخانه‌ی رحمت جناب رزاق و کریم، و بخاطر بار نشدن به دیگران زیبا و جوانمردی  است و حتی عبادت است.

فطرت و جهازات معنوی انسان نشان میدهد که انسان برای عبادت آفریده شده است، زیرا در جهت اقتدار و کار کردن که لازمۀ حیات دنیوی است؛ نمیتواند به گنجشک عادی هم برسد، ولی در جهت علم، افتقار، تضرع و عبادتی که لازمۀ حیات معنوی و اخروی است در حکم سلطان و سرور حیوانات است.

بنابراین ای نفسم:

اگر زندگی دنیوی را غایۀ مقصد قرار دهی و همواره برای آن کار کنی، به حکم عادترین افراد یک گنجشک میشوی.

اما اگر زندگی اخروی را غایۀ مقصد قرار دهی زندگی دنیا را وسیله و مزرعه آخرت نمایی و مناسب به آن  کار کنی، آن زمان در حکم فرمامندۀ بزرگ حیوانات، و در این دنیا یک بندۀ نازدار و نیازمند خداوند و یک مهمان گرامی و محترم خواهی شد.

اینک برای تو دو راه، و هر راهی را که بخواهی میتوانی انتخاب کنی. هدایت و توفیق را از ارحم الراحمین بخواه.