گفتار سوم

8. صفحة

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ»[1]

 

اگر می خواهی بفهمی که عبادت چه تجارت و سعادت بزرگ، فسق و سفاهت چه خسارت و هلاکت هولناک  است، به این حکایت  کوتاه تمثیلی نگاه کن و گوش فراده:

زمانی دو سرباز فرمان رفتن به شهری دورافتاده را دریافت کرده و هردو با هم به راه افتادند تا به دو راهی ‌رسیدند که شخصی در آنجا حضور داشت  و برای شان گفت:

این راه راست با اینکه هیچ ضرری ندارد علاوه بر این، نُه نفر از ده مسافری که در آن سفر میکنند به منفعت بزرگ و راحتی میرسند. اما راه  چپ علاوه بر اینکه هیچ منفعتی ندارد نُه نفر از آن ده مسافری ضرر می بینند.

هم هر دو راه در دوری و کوتاهی یکسان هستند، تنها فرق شان این است که:

مسافر راه چپ، که راه بی نظم وبی حکومت است بدون بکس وبدون سلاح می رود. پس یک خفت ظاهری و راحتی دروغین را می بیند.

اما مسافر راه راست که مقررات نظامی بر آن حمکفرما است، مجبور است یک بکس به وزن چهار اوقیه (پنج کیلویی) پر از عصاره مواد غذایی و یک اسلحۀ مجهز حکومتی با وزن دو اوقیه(دو نیم کیلو) راحمل کند وبا خود بردارد تا بتواند هر دشمنی را شکست دهد.

این دو سرباز بعد از شنیدن سخنان این شخص معرف، آن سرباز بختیار به راه سمت راست رفت وبه وزن یک بطمان( هشت کیلو) بار بر شانه ودوشش حمل کرد ولی قلب و روحش از سنگینی هزاران بطمان  منت و ترس نجات پیدا میکند.

اما آن سرباز بدبخت، سربازی را رها میکند و تبعیت قانون را نمی خواهد و به راه چپ میرود. جسمش از سنگینی یک  بطمان بار نجات میابد ولی قلبش در زیر هزاران بطمان از بار منت و  روحش در تحت فشار ترس ها بی نهایت پای مال میشود. و طوری به راهش ادامه ‌داد که از هر کس گدایی میکرد و از هر چیزی میترسید و در برابر هرچیز وهر حادثۀ می لرزید تا این که به محل مقصودش رسید و در آن جا جزای نافرمانی و فرارش را نیزدید.


[1] ـ [سوره‌ی بقرة: 2/21] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید پروردگارتان را عبادت کنید»

9. صفحة

اما سربازی که دوس دار قوانین نظامی بود بکس و اسلحه‌ اش را نگهداری کرد و به سمت راست رفت، بدون این که زیربار منت کسی برود و بدون آن که از کسی بترسد، با قلب و وجدان راحت رفت تا به شهر مطلوبش رسید و در آن‌جا به عنوان یک سرباز وظیفه شناس و پاسدار ناموس، پاداش مناسب  را در یافت نمود.

اینک ای نفس سرکش! بدان که آن دو مسافر یکی مطیع قانون الهی دیگری انسان‌های عاصی و تابع نفس وهوا است.

اما آن راه عبارت از راه حیات است که از عالم ارواح میآید و از قبر میگذرد و به آخرت میرود.

اما آن بکس و سلاح  عبارت ازعبادت و تقوا است، گرچه عبادت دارای سنگینی ظاهری دارد، ولی در معنی چنان آرامش و سبکی دارد که قابل تعریف نیست؛ چون عابد در نمازش میگوید: «أشهد أن لا إله إلا الله» یعنی خالق  و رزاقی جز او نیست نفع و ضرر در دست اوست و او هم حکیم است کاری بیهوده نمیکند و هم رحیم است احسان و مرحمتش زیاد است.

با داشتن این اعتقاد، در هر چیز دروازۀ یک گنجینۀ رحمت را مییابد با دعا آن را میزند و نیز هر چیز را مسخرامر پروردگارش می بیند، و به پروردگارش پناه میبرد و با توکل واستناد به او  در برابر هر مصیبتی به او التجا میکند  و ایمانش به او امنیتی کامل میدهد.

آری منبع شجاعت نیز همچون همه حسنات حقیقی، ایمان و عبودیت است ومنبع ترس و بزدلی نیز همچون همه سیآت و بدیها ضلالت است.

بله، اگر کرۀ ارض به یک بمب تبدیل شود و منفجر گردد احتمال دارد که یک عابد منور القلب را نترساند. بلکه با لذت وشگفتی این خارقۀ قدرت صمدانیه را تماشا میکند، فقط یک فیلسوف بی قلب فاسقی که اورا روشنفکر مشهور میگویند بادیدن ستاره‌ی دنباله داری در آسمان، در جایش  ‌لرزیده  می‌ ترسد و می‌گوید: نشود این ستارۀ سرگردان به زمین ما برخورد ‌کند؟ دچار اوهام می‌شود. (آمریکا در یک زمانی از چنین ستاره‌ای دنباله دار به خود لرزید و بسیاری از آنان در شب خانه‌هایشان را ترک کردند.)

آری، در حال که انسان نیازمند چیزهای بی‌شمار است ولی سرمایه ‌اش در حکم هیچ است و هم چنان در معرض مصیبت‌های بی‌پایان قرار دارد ولی قدرتش در حکم هیچ است، گویا دایرۀ سرمایه و قدرتش به اندازۀ است که دستش به آن میرسد، اما دایرۀ آرزوها، 

10. صفحة

خواسته‌ها، بلاها و مصیبت‌هایش به اندازۀ وسعت دارد که چشم و خیالش به آنجا میرسد.

کسی که کاملا کور نشده باشد می بیند و  درک می کند که عبادت، توکل، توحید و تسلیم شدن بزرگترین فایده، سعادت و نعمت برای روح عاجز و ضعیف، و فقیر و نیازمند بشر است.

 معلوم است که راه بی‌ضرر بر راه با ضرر ولو از ده احتمال یک احتمال هم داشته باشد ترجیح داده می شود ـ حال آنکه راه عبودیتی مورد بحث ما ضمن بی ضرر بودنش با نُه احتمال از ده احتمال، خزینۀ یک سعادت ابدی را دربر دارد. اما راه فسق و سفاهت – حتی به اعتراف خود فاسق – با اینکه هیچ منفعتی ندارد نُه احتمال از ده احتمال هلاکت و بدبختی ابدی را همراه دارد، این  به شهادت بی شماری از اهل اختصاص ومشاهده  که  در حد اجماع و تواتررسیده است ثابت است. وبر اساس اخبار أهل ذوق و کشف  محقق است.

وبه خاطر مسلمان بودن مان شکرگذار باشیم.


[1] ـ «سپاس خدای را به خاطر طاعت و توفیق»