اشاره دهم

15. صفحة

اشاره دهم: مهم ترین دسیسه ابلیس در صدد انکار خویش برای تابعین شان میباشد. در زمان کنونی مخصوصاَ کسانی که اذهان شان به فلسفه های مادی آلوده شده چون در این مسألهی بدیهی تردد نشان دادند؛ در مقابل این دسیسه شیطان یکی دو مطلب به شرح زیر بیان می کنیم :

چنانچه درمیان انسانها ارواح خبیثه ی دارای جسد بالمشاهده وجود دارند که وظیفه شیطان را انجام می دهند؛ همچنان درمیان جن ها نیز با همان قطعیت ارواح خبیثه یی بدون جسد موجود هست. آنها اگر بدن مادی میپوشیدند عین این انسانهای شریر میشدند. و نیز این شیطان های انسی که بصورت انسان هستند از جامعه بدن مادی بیرون آیند همان ابلیس های جنی میشدند. حتی با این مناسبت شدید مذهبی مبطلی حکم کرده است که: بعد از مردن ارواح خبیثه شریری بصورت انسان شیطان میشود. آشکار است اگر چیزی اعلا فاسد شود فسادش از فساد چیزی ادنا زیاد میشود. چنانچه اگر شیر و ماست خراب شود بازهم قابل خوردن است و اگر روغن خراب شود دیگر قابل خوردن نیست گاه هم چون زهر میشود.

مثل این انسان که مکرم ترین مخلوقات و اعلا ترین آنها است اگر فاسد شود از حیوان فاسد هم زیادتر فاسد میشود. مثل حشرات که از ماده های متعفن لذت می برد و یا مانند مارهایی که از نیش زدن لذت میبرند از شرارت ها و اخلاق های خبیث در باتلاق ضلالت لذت می برد و به آنها افتخار می کند و از جنایات و خساراتی که در ظلمات ظلم و ستم هست لذت میبرد و بلاخره در ماهیت شیطانی میدرآیند.

الحاصل: اولاً: دلیل قطعی بر وجود شیطان جنی وجود شیطان انسی است.

 ثانیاً: در گفتار بیست و نهم برای اثبات وجود روحانی و فرشتگان صد دلیل قطعی بیان شد که همه آن وجود شیاطین را نیز اثبات می کند. این بخش را در آن گفتار ارجاع می دهیم.


16. صفحة

ثالثاً: وجود ملائک که در حکم ممثل و ناظر قوانین امور خیر در کائنات اند چنانچه با اتفاق ادیان ثابت است؛ وجود شیاطین و ارواح خبیثه که ممثل و مباشر امورشر و مدار قوانین آن امور از نقطه نظر حکمت و حقیقت نیز قطعی میباشد؛ بلکه درامور شر وجود پرده یی ذی شعور بیش تر لازم است؛ چنانچه در اول گفتار بیست و دوم گفته شد هرکس موفق به دیدن زیبایی حقیقی هر چیز نمیشوند برای اعتراض نکردن به خالق ذوالجلال به دلیل شرها ونقصان های ظاهری، اتهام نکردن رحمتش و انتقاد نکردن ازحکمتش، و جلوگیری ازشکایت های ناحق خالق ذوالجلال واسطه یی ظاهری را پرده یی قرار داده است تا اعتراضات، انتقادها و شکایتها متوجه آن پرده ها گردد و متوجه خالق کریم و حکیم مطلق نشود. چنانچه بخاطر نجات حضرت عزرائل از خفگی بندگانی که وفات میکنند بیماریها را پرده یی برای اجل قرار داده، حضرت عزرائل (ع) را نیز پرده و حجابی قرار داد برای قبض ارواح، تا شکایت های که بر توهم بی رحمانه بودن آن حالات سرچشمه میگیرد متوجه حضرت حق نگردد. اینچنین اعتراضات و انتقادات که با قطعیت بیش تری از شرارت ها و فسادها سرچشمه می گیرند متوجه خالق ذوالجلال نشود حکمت ربانی وجود شیاطین را اقتضا کرده است.

رابعاً: چنانچه که انسان عالم صغیر است عالم نیز انسان کبیر است. این انسان صغیر فهرست و خلاصه آن انسان کبیر می باشد. نمونه های که در انسان هست اصل بزرگتر آن بالضرورة در انسان اکبر هم میباشد. مثلاً: همان طور که وجود قوه حافظه در انسان دلیل قطعی بر جود لوح محفوظ در عالم است. همچنان قوه واهمه و یک آلت وسوسه که از آن لمه شیطانی تعبیر میشود و در گوشه یی قلب انسان موجود است براساس تلقین های قوه واهمه سخن می گوید، قوه واهمه یی که فاسد شده است و حکم شیطانی کوچک را دارد و ضد اختیار و مخالف خواسته های انسان حرکت میکند، هرکس بصورت حسی وحدسی در نفس خود میبیند دلیل قطعی برجود شیاطین بزرگ در عالم است. این لمه شیطانی و قوه واهمه چون یک گوش و زبان شدند وجود شخص شرور در خارج که در آن بدمد و به سخن وا دارد احساس می کنند.