اشاره هشتم
التنقل
10. صفحة
اشاره هشتم: سؤال: در اشارات سابق اثبات گردید که راه ضلالت چون آسان، تخریب و تجاوز است بسیاری را در آن وارد میکنند، در حالیکه در رساله های دیگر با دلایل قطعی اثبات نمودیم که راه ضلالت و کفر چنان مشکلات و دشواری است که نباید کسی وارد آن شود و راه قابل سلوکی نیست. راه ایمان و هدایت آن قدر آسان و هویدا است که همه می با یست وارد آن می شدند.؟
جواب: کفر و ضلالت بر دو قسم است: قسمی از آن با اینکه عملی و فرعی ست نفی و انکار احکام ایمانی می باشد؛ این طرز ضلالت آسان و نپذیرفتن حق است؛ نوعی ترک و عدم است و قبول عدم میباشد. پس این قسم کفر و ضلالت در رسالهها آسان نشاد داده شده است.
قسم دوم آن عملی و فرعی نیست بلکه یک حکم اعتقادی و فکری است و تنها نفی ایمان نه بلکه باز کردن راه ضد ایمان است. این هم قبول باطل و اثبات ضد حق میباشد. این بخش تنها نفی و نقض ایمان نیست بلکه ضد ایمان است. و عدم قبول نیست که آسان باشد بلکه قبول عدم است و با اثبات آن عدم میتوان پذیرفته قبول کرد. بر اساس قاعده « العدم لایثبت» اثبات عدم البته کار ساده یی نیست.
کفر و ضلالتی که در رساله های دیگر توأم با مشکلات و دشوار در حد امتناع نشان داده شده این بخشی است که اگر کسی ذرهیی شعور داشته باشد نباید سالک این طریق شود. و همچنان در این راه چنان که در رساله های دیگر به طور قطعی اثبات شده است آن قدر دردهای کشنده و تاریکی های و حشتناکی هست که اگر کسی ذرهیی عقل داشته باشد طالب آن نخواهد شد.
اگر گفته شود: پس چگونه است که اکثر انسان ها وارد راه می شوند که پر از درد و الم وظلمات است؟
جواب: آنها در این راه افتاده اند و نمیتوانند از آن بیرون شوند. و همچنان قوههای نباتی و حیوانی انسان چون عاقبت را ندیدند و به آن فکر هم نکردند، بر بالای لطایف انسان غالب شدند لذا نمیخواهند از آن راه بیرون شوند و با لذت حاضر و گذرا متسلی میشوند.
سوال؟ اگر گفته شود: در ضلالت چنان درد و ترس دهشتناکی وجود دارد که کافر باید نه تنها از زندگی لذت نبرد حتی نباید زنده بماند و بلکه از این درد باید جان بدهد و از این ترس باید قلب پارچه شود؛ زیرا انسان به اعتبار انسانیت، مشتاق چیزهای بی شمار و عاشق حیات است؛ به سبب کفر، مرگش را همواره در مقابل چشمان خود نابودی ابدی، و فراقی لایزال می بیند و زوال موجودات و وفات خویشاوندان و تمام محبوبانش را در پیشروی خود به صورت نابودی و مفارقت ابدی مشاهده می کند در این حال انسان چگونه می تواند زندگی کند و از حیات خویش چگونه لذت برده میتواند؟
11. صفحة
جواب: با مغالطه شیطانی عجیبی، خود را فریب میدهد و زندگی میکند، و گمان می کند که لذتی صوری می برد، با تمثیلی مشهور به ماهیت آن اشاره میکنیم: گفته شده به شتر مرغ گفتند: «تو بال داری، پرواز کن!» او هم بال ها را جمع کرد و گفت: «من شترم»، فقط در دام شکارچی افتاده برای این که شکارچی او را نبیند سرش را زیر سنگ ریزه ها فوت کرده در حالیکه بدن بزرگش را بیرون و هدف شکارچی قرار داده بود. بعد به او گفتند: مادام که می گویی شتر هستم پس بار ببر! درین وقت بال هایش را گشاده و گفته: «من پرنده ام» از زحمات بار بردن خلاص شده فقط بدون حامی و غذا هدف هجوم شکارچی ها قرار گرفته است. کافرهم مانند این حیوان در برابر اعلانات آسمانی قرآن کفر مطلق را رها کرده دچار کفر مشکوک شده است. اگر به او گفته شود:«مادام که موت و زوال را نیستی ابدی می دانی چوبه دار که خودت را به آن میآویزی در مقابل چشمانت است. کسی که همیشه چشم برچوبه دار دارد چگونه می تواند زندگی کند؟ چگونه می توند لذت ببرد؟ او در این جا با سهمی که از نورانیت فراگیر و رحمت عام قرآن دارد می گوید: « موت نابودی نیست احتمال بقا است» و یا مانند همان شتر مرغ سرش را در سنگ ریزه های غفلت می کند تا اجل و قبراو را نبیند و زوال اشیا به او تیر نیندازند!»
الحاصل : کافر به سبب کفر مشکوکش مانند شترمرغ موت و زوال را وقتی که بمعنی اعدام ابدی ببیند خبرهای قطعی قرآن و کتاب های آسمانی در باره ایمان به آخرت احتمالی نصیب کافر می کند او هم به این احتمال میچسپد و متحمل آن درد و الم وحشناک نمیشود در آن وقت اگر به او گفته شود: مادام که راهی در یک عالم بقا شد زندگی زیبای در آن عالم لازم است مشقت تکالیف دینی را تحمل کرد. آن شخص ازجهت شک کفری اش میگوید: بلکه چنان عالمی وجود ندارد؛ چرا باید برای نیستی تلاش کنم؟ یعنی وقتا که براساس حکم قرآنی و احتمال بقایی که به او میدهد از آلام نیستی ابدی خلاص میشود وبه سبب احتمال عدمی که کفر مشکوک به او میدهد از تکالیف مشقت دینیه رهایی می یابد. از این نقطه نظر به کفر متوجه میشود و از زحمت تکالیف دینی خلاص میشود. اینک کافر گمان میکند که در این نقطه نظر از مؤمن زیاد لذت میگیرد؛ زیرا با احتمال کفر از زحمت تکالیف دینی نجات پیدا میکند؛ و از آلام ابدی با احتمال ایمانی نجات پیدا میکند. در حالیکه حکم این مغلطه شیطانی به غایت سطحی و بی فایده و موقتی است.
12. صفحة
اینک قرآن حکیم درخصوص کفار نیز نوعی جهت رحمت دارد که تا حدودی موجب میشود حیات دنیوی برای آنها جهنم نشود و با دادن نوعی شک به آنها موجب میشود با آن زندگی کنند، و گرنه در این دنیا هم متحمل عذاب جهنم معنوی می شدند که یاد آوری جهنم آخرت است. و مجبور به انتحاری میشدند.
پس ای اهل ایمان! با اعتماد و ایمان تحت حمایت قرآن قرار گیرید که شما را از نیستی ابدی و جهنم های دنیوی واخروی میرهاند؛ در حالت تسلیم و به شکل زیبا وارد دایره سنت سنیه شوید تا از شقاوت دنیا و عذاب آخرت نجات یابید.


