اشاره نهم
التنقل
13. صفحة
اشاره نهم: سوال؟ اهل هدایت که بنام حزب الله یاد میشوند و در رأس شان انبیاء و در صدر آنها فخر عالم علیه الصلاه و السلام در حالیکه مظهر عنایت و رحمت الهی و امداد های سبحانی فراونی اند؛ به چه دلیل بارها مغلوب اهل ضلالت که حزب الشیطان اند شدند؟ و همجنان دلیل و حکمت اصرار منافقین مدینه بر ضلالت و وارد نشدن شان در ساحه هدایت چیست در حالیکه نبوت و رسالت چون خورشید درخشان خاتم الانبیاء و ارشاد او که به واسطه اعجاز قرآن تأثیری چون اکسیر اعظم داشت و همجوار جاذبه حقایق قرآن که بیشتر از جاذبه کائنات است بودند؟
جواب: بخاطر جواب این سوال دهشتآور که دو بخش دارد لازم است اساس ژرف را بیان کرد. اینک
خالق ذوالجلال این عالم دو قسم نامهای جمالی و جلالی دارد که هر کدام آن تقضای آن را دارد که احکام شان را با تجلیات مختلف نشان دهند. خالق ذوالجلال اضداد را در عالم با یک دیگر مزج و در مقابل هم دیگر قرار داده وضعیت متجاوز و مدافع به آنها میدهد و به شکل نوعی مبارزه سودمند و حکیمانه در آورده است؛ و از آن، اضداد را داخل حدود یگدیگر نموده موجب به میدان آمدن اختلافات و تغییرات کرده است. و با این کار چون کائنات را تابع قانون و دستور تغیر و تحول، ترقی و تکامل نموده است. و در نوع انسان که ثمره جامع شجره خلقت است این قانون مبارزه مذکور را به شکل عجیب تری قرار داده دروازه مجاهده را که مدار همه ترقیات انسانی ست گشوده است. و برای حزب الشیطان که بتواند در برابر حزب الله وارد میدان شود جهازاتی را در اختیارشان گذاشته است.
به سبب این سر دقیق است که پیامبران بارها در برابر اهل ضلالت مغلوب شدند؛ و اهل ضلالت که در نهایت عجز و ضعف هستند در مقابل اهل حق که معناً بسیار توانمند اند موقتاً غالب میشوند و مقاومت میکنند.
سر و حکمت این مقاومت عجیب این است که: در ضلالت و کفر هم عدم و ترک هست که بسیار سهل است، و نیازمند حرکت نیست؛ وهمچنان تخریبی است که سهل و آسان است و حرکتی اندکی برایش کافیست؛ و هم تجاوزی هست که: با عملی کم بسیاری را خسارات وارد کرده واز نظر ترساندن دیگران و از جهت فرعونیت، مقامی نصیب آنها میکند. و همچنان آزادی تلذذ جویی و تطمین قوههای نباتی وحیوانی که در انسان هست عاقبت را نمیبیند و مبتلا به ذوق حاضر است که لطایف انسانی چون عقل و قلب را از وظایف انسانی وعاقبت اندیشی بازمی دارد.
14. صفحة
در مسلک قدسی اهل هدایت که در رأس آنها اهل نبوت و در صدرشان رسول اکرم علیه السلام که حبیب رب العالمین است اساسات مهمی همچون: وجودی و هم ثبوتی و هم تعمیر و هم حرکت و هم استقامت در حدود هم عاقبت اندیشی و هم عبودیت و هم شکستن فرعونیت و لجام گسیختگی نفس اماره وجود دارد باشد که منافقان زمان پیامبر اکرم که در مدینه منوره بودند چشمان خود را چون خفشان در برابر آن خورشید درخشان بستند ودر مقابل آن جاذبه عظیم فریب یک قوه دافعه ای شیطانی را خورده ودر ضلالت باقی ماندند.
اگر گفته شود: مادام که رسول اکرم علیه السلام حبیب رب العالمین است. و آن چه دردست دارد حق و آنچه در زبان دارد حقیقت است. و قسمتی از لشکریانش ملائکه میباشد و با کفی آب، لشکری را سیراب میکند، و با چهار مشت گندم و گوشتی یک بزغاله ضیافتی میدهد که هزار نفر را سیر میکند و با پرتاب مشتی خاک موجب می شود به چشم هر نفر کفار مشتی خاک داخل شده آنها را پا به فرار بگذارد. و یک فرماندهی ربانی که از همچون معجرات، صاحب هزار معجزه است چگونه میشود که در انتهای احد ودر ابتدای حنین شکست می خورد؟
جواب: رسول اکرم علیه الصلاهَ و السلام برای نوع بشر به عنوان مقتدا، امام و رهبر فرستاده شده است تا نوع انسان قوانین و قواعد زندگی شخصی و اجتماعی را از او یاد بگیرند و به اطاعت از قوانین مشیت حکیم ذوالکمال عادت کنند و موافق قوانین حکمتش توفیق حرکت نمایند. اگر رسول اکرم علیه الصلاة و السلام در زندگی شخصی و اجتماعی خویش دائماً به معجزات و امور خارق العاده استناد میکرد در آن وقت نمی توانست امام مطلق و رهبر اکبر باشد.
بخاطر این سر است که گاه برای قبولاندن مدعایش و شکستن انکار منکران بعضاً در صورت لزوم معجزاتی را نشان میداد و در سایر اوقات چنانچه که بیش از دیگران از فرامین الهی اطاعت کرده است . به همین ترتیب بیش از همه به قوانین عادت الله را که بر اساس حکمت ربانی و مشیت سبحانی پایه گذاری شده است مراعات و اطاعت می کرد. در مقابل دشمن زره برتن میکرد و فرمان سنگر گرفتن را میداد. و مجروح میشد زحمت میکشید تا با تمام کامل مراعات و اطاعتش را ازقوانین حکمت الهی و شریعت فطری کبری در عالم را نشان دهد.


