اشاره پنجم
التنقل
5. صفحة
اشاره پنجم: زمانی من را بسیار متعجب میساخت که حضرت حق در برابر بشر با نشان دادن مکافات بزرگ چون بهشت و مجازات وحشتناکی چون جهنم را در کتب آسمانی، ارشاد و ایقاظ، تهدید و تشویق هم می کند و همچنان برای اهل ایمان با وجود اسباب بی شمار هدایت و استقامت، مغلوب دسیسه های ضعیف و پست و بدون پاداش حزب الشیطان میشوند. عجبا با وجود ایمان اهمیت ندادن تهدید های شدید حضرت حق چگونه است؟ چطور ایمان از دست نمیرود و چگونه با سر {إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا}[النساء:۷۲] فریب دسیسه های ضعیف شیطان را خورده نافرمانی الله را میکند؟ حتی یکی از دوستانم با این که صدها درس حقیقت را از من شنیده و قلباً تصدیق کرده بود و نسبت به من هم بیش از حد حسن ظن داشت و با من مرتبط بود گرفتار توجهات ریاکارانه و بی ارزش فردی فاسد قلب و خراب شده و در و ضعیتی بر له او وعلیه من قرار گرفت. گفتم « فسبحان الله» مگر ممکن است انسان تا این حد سقوط کند؟ و با گفتن: «چقدر انسان دور از حقیقتی بود» این بیچاره را غیبت کردم مرتکب معصیت شدم.
آن گاه حقیقت موجود در اشارات سابق نمایان شد و بسیاری از نقاط تاریک روشن شد. در آن زمان به واسطه آن نورالحمدلله دانستم ترغیب و تشویق قرآن شریف در جایش است و هم فریب خوردن اهل ایمان به دسایس شیطان از بی ایمانی و یا ضعف ایمان آنها نبوده و همچنان کسی که مرتکب گناه کبیره شده کافر نمیشود و معتقدان مذهب معتزله و قسمی از پیروان مذهب خارجی که می گویند: « مرتکب گناهان کبیره کافر میشود یا در بین ایمان و کفر می ماند» به خطا رفته اند؛ و هم چنین آن دوست بیچاره ام که صد ها درس حقیقت را فدای توجهات حریفی کرد آن چنان که فکر می کردم دچار سقوط و پستی و حشتناک نبوده حضرت حق را شکر کردم و از آن ورطه نجات یا فتم؛ زیرا هم چنان که در گذشته گفتیم شیطان به واسطه یک امر عدمی، انسان را گرفتار هلاکت های زیادی میکند. نفس انسان نیز همواره گوش به فرمان شیطان است و قوه شهویه و غضبیه انسان نیز در حکم ابزار ناقله و قابله هستند.
به همین سبب است که دو اسم « غفور» و « رحیم» از اسماء حضرت حق با تجلی اعظم شان متوجه اهل ایمان میشود و درقرآ ن حکیم نیز نشان می دهد که مهم ترین احسان به پیامبران مغفرت است و آن ها را به استغفار دعوت میکند. و با تکرار کلمه قدسی « بسم الله الرحمن الرحیم» در ابتدای هر سوره و به امر خواندن آن در همه کارهای مبارک، رحمت واسعه خود را که عالم را احاطه کرده ملجأ و تحصن گاه نشان می دهد وبا فرمان « فاستعذ» کلمه ی « أعوذ با لله من الشیطان الرجیم» را سنگر قرار میدهد.


