اشاره اول

1. صفحة

لمعه سیزدهم

حکمت إستعاذة

در باره­ی سر {أعُوْذُ بِا للهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ} می باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

{وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ}[المؤمنون: ۹۷-۹۸]

 سر استعاذه از شیطان در «سیزده اشارات» نوشته خواهد شد. چون قسمی ازاین اشاره ها به صورت متفرق در بعضی رساله­ها مانند گفتار بیست و ششم  بیان و اثبات گردیده است؛ در اینجا فقط بطور اجمال بحث خواهد شد.

اشاره اول: سوال: با وجود که شیاطین از لحاظ ایجاد در کائنات هیچ دخالتی ندارند، و حضرت حق با رحمت و عنایتش طرفدار اهل حق است، و نیز زیبایی و محاسن جذاب حق و حقیقت مؤید و مشوق اهل حق می­باشد، و همچنان پلیدیهای کریه  ضلالت، موجب نفرت اهل ضلالت می شود، حکمت غلبه مکرر حزب شیطان بالای اهل حق چیست ؟ و سر پناه بردن اهل حق همواره از شر شیطان به حضرت حق چه می­باشد؟

جواب:  حکمت و سر آن  اینست که به اعتبار اکثریت مطلق، ضلالت و شر منفی بوده،  تخریب و عدمیست و خراب کردن است. اما به اعتبار اکثریت مطلق، هدایت و خیر مثبت بوده، وجودی، اعمار و بازسازیست. برای همه معلوم است،  ساختمانی را که بیست نفر در بیست روز اعمار کرده یک نفر در یک روز تخریب می­کند.

بلی حیات انسان با این که مخصوص به قدرت خالق ذوالجلال است که دوام وجود آن با وجود همه اعضای اساسی و شرایط حیاتی او ادامه می یابد، اما بازهم یک ظالم با قطع عضو بدن آن که نسبتش با حیات عدمی­ست او را مظهر مرگ می­سازد؛ لذا حکم ضرب المثل «التخریب اسهل»را بخود گرفته است.

 براساس این سر است که اهل ضلالت با قوت ضعیف شان گاهی بر اهل حق که بسیار نیرومندند غالب می شوند، فقط اهل حق چنان قلعه محکمی دارند که هر وقت درآن تحصن شوند آن دشمنان مدهش نمی­توانند نزدیک شوند و کاری به آنها بکنند، اگر موقتاً ضرری برسانند بازهم براساسی سر« و العاقبة للمتقین» آن ضرر با ثواب و منفعتی ابدی جبران می شود که آن قلعه متین و آن حصن حصین هم شریعت محمدی و سنت احمدی علیه الصلاة والسلام می­باشد.