لمعه ی بسیت و یکم
التنقل
16. صفحة
مادامیکه در اخلاص مثل خواص مذکور انوار و نیروی فراوان موجود است، و مادامیکه درین زمانهی مدهش، و در مقابل دشمنان دهشتآور و در برابر تنگنای شدید و در میان هجوم بدعتها و ضلالتها در حالیکه ما بسیار کم، ضعیف، فقیر و ناتوان هستیم
[1] و با همدیگر نزاع نکنید که سست شوید و قوت(و مهابت) شما از میان برود.
[1] و فرو تنانه برای خدا به پا خیزید.
[1] محققا هر کس نفس خود را تزکیه (و پاک) کرد رستگار شد. یقینا هر کس که آنرا (با گناه) آلوده ساخت نا امید(و زیانکار)شد. [1] و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید.
17. صفحة
18. صفحة
19. صفحة
بلی اگر سه الف متحد نشود قیمتی سه را دارد؛ اما اگر بنابر سر اعداد متحد شود قیمت یکصد و یازده مییابند. چهار مرتبه چهار از همدیگر جدا باشد قیمت شانزده را دارد، اما اگر با سر اخوت، اتحاد در مقصد و با اتفاق در وظیفه روی یک خط باهم تکیه کرده توافق کنند، در آن وقت چنانچه که قوت و قیمت چهار هزار و چهار صد و چهل و چهار را کسب میکند، با سر اخلاص حقیقی نیز قوت و قیمت معنوی شانزده فداکار زیاد از چهار هزار شده است که وقایع تاریخی شهادت میدهد.
رمز این سر، این است:
[1] بلی با سر اخلاص، تساند و اتحاد صمیمی چنانچه مدار منافع بسیار است مهمترین سپر و نقطهی استناد در برابر ترس و حتی مرگ نیز است؛ زیرا اگر مرگ فرا رسد یک روح را میگیرد اما با سر اخوت حقیقی در راه رضای الهی در امور اخروی چون به اندازهی روح های برادرانشان روح دارند اگر یکی رحلت کند میگوید: روح های دیگر من در امان الله باشند من نمرده ام زیرا دیگر ارواح با کسب ثواب به حیات معنوی من ادامه میدهند و خندان مرگ را استقبال میکند و نیز میگوید من هنوز به واسط آن ارواح ثواب کسب کنم و تنها از جنبه گناه مرده ام و آسوده میخوابد
20. صفحة
میدانید که حضرت علی رضی الله عنه با کرامت معجزهواری خود و حضرت غوث اعظم با کرامت خارق العادهی غیبی خود به سبب سر اخلاص به شما التفات میکنند. و تسلی حمایتکارانه داده خدمتتان را معناً تشویق میکنند بلی هیچ شبهه نداشته باشید که توجه آنها بنا بر اخلاص است. اگر آگاهانه این اخلاص را مختل بسازید، سیلی شفقت آنها را میخورید. لمعهی دهم سیلیهای شفقت را به یاد آورید.
21. صفحة
[1] و آنهار ا بر خود مقدم میدارند
22. صفحة
فقط مسلک ما طریقت نیست بلکه حقیقت است. و به این خاطر مجبور نیستیم مانند اهل طریقت این رابطه را فرضی و خیالی انجام دهیم و همچون با مسلک حقیقت تناسب ندارد،
23. صفحة
24. صفحة
[1] و آيات مرا به بهايي ناچیز نفروشید
25. صفحة
26. صفحة
مثال دوم: صنعتگران برای بهدستآوردن نتیجهی زیاد در صنعت، در جهت اشتراک صنعت ثروت مهم را به دست میآوردند. حتی ده نفر از سازندهی سوزن خیاطی، به تنهایی به ساخت سوزن کار کردند. ثمرهی روزانهی آن کار انفرادی تنها سه سوزن بود. و بعد ده نفر دیگر بنابر دستور اشتراکالمساعی متحد شدند، یکی آهن آورده، دیگری آتش افروخته، یکی آهن را سوراخ کرده و دیگری آنرا حرارت داده و آن یکی آنرا برش میداده و هکذا... در ساخت سوزن هر کدام از آنان مشغول کار جزئی شده بهخاطر بسیطبودن کار و مصروفیتشان وقت را ضایع نکرده و در آن کار مهارت کسب کرده و با سرعت بهپایان رساندند و بعد به دستور اشتراکالمساعی و تقسیمالاعمال ثمرۀ آن کار را در بین خود تقسیم کردند، برای هر فرد به جای سه سوزن روزانه سه صد سوزن رسیده است. این حادثه در بین صنعتگران اهل دنیا بهخاطر سوق صنعتگران به اشتراکالمساعی در زبانهایشان داستان شده است.
پس ای برادرانم! مادام در امور دنیوی و در مواد کثیف چنین نتایجی از اتحاد و اتفاق بهدست میآید و چنین فوایدی عظیم و یکون را میدهد، عجبا در فعالیتهای اخروی و نورانی، چون احتیاج به تجزی و انقسام ندارد و انعکاس عموم نور از فضل الهی در آینهی هر کدامشان و مالکشدن هرکدامشان به ثواب عمومی چقدر فواید عظیم است، پی خواهید آورد. و این فایدهی عظیم به واسطهی رقابت و فقدان اخلاص نباید از دست داده شود.
دومین مانع اخلالکنندهی اخلاص
جلب توجه عامه به خود زیر پردهی شأن و شرف باسائقهی شهرتپرستی که ازحب جاه نشأت میگیرد، و تلطیف انانیت با جلبکردن نظر دیگران به خود، و دادن یک مقام است برای نفس اماره چنانچه که یکی از خطرناکترین مرض روحی است دروازهی ریا و خود فروشی را که شرک خفی تعبیر میشود باز میکند و اخلاص را از دست میدهد.
ای برادرانم! مسلک ما که در خدمت قرآن حکیم است؛ حقیقت و اخوت است، و سر اخوت ایجاب میکند که شخصیت خود را به خاطر برادران فانی کرده[1] و نفس آنان را بر نفس خود ترجیح دهد. پس چنین رقابتی که از حب جاه نشأت میگیرد نباید بر رابطهی ما تأثیر بگذارد؛ چون در مسلکمان کاملاً در تضاد است. مادامیکه شرف برادران به اعتبار عمومیت عاید هر فرد شده میتواند پس فداکردن آن شرف معنوی بزرگ در راه شرف و شهرتی که شخصی، خودفروشانه، رقابت کارانه وجزئی است صد درجه دور از شأن شاگردان رسایل نور است و به آن امیدوارم.
[1] بلی بختیار آن است که بخاطر کسب حوضی شیرینی که از کوثر قرآن گرفته شده شخصیت و انانیت
که در حکم پارچهی یخ است به آن انداخته آب کند.
27. صفحة
بلی قلب، عقل و روح شاگردان رسایل نور در چنین امور زیانمند و سفلی تنزل نمیکند فقط برای هرکس نفس امارهی است و بعضاً حسیات نفسانی، خون را به جوش میآورد در نتیجه، برخلاف قلب، عقل، و روح حکمش را اجرا میکند. قلب، روح و عقلتان را اتهام نمیکنم بنا بر تاثیری که رسایل نور داده است اعتماد میکنم. فقط نفس، هوا، حس و وهم بعضا فریب میدهد. بنابراین بعضاً بهشدت هشدار داده میشوید این شدت به نفس، هوا، حس و وهم نظر دارد با احتیاط رفتار کنید.
بلی اگر مسلکمان رابطهی شیخ و مرشدی میبود مقام یکی میشد ویا مقامهای محدودی موجود میشد و در آن مقام استعدادهای متعددی نامزد میشد خود پسندی غبطهکارانه بهوجود میآمد؛ فقط مسلکمان اخوت است. برادر به برادر حیثیت پدر و وضعیت مرشد را به خود نمیگیرد چون در اخوت مقام وسیع است غبطهکارانه مدار مزاحمت نمیشود، اگر هم شود برادر به برادر حیثیت همکار و ظهیر شده خدمت برادرش را تکمیل میکند.
در مسلکهای که رابطه، رابطهی پدر و مرشد است، نتایج زیانبار پرخطری به سبب حرص ثواب و علو همت پدیدار شده، دلیل آن، نتایج وخیمیست که از اختلاف و رقابت اهل طریقت بهخاطر آن گونه منفعتها و کمالات عظیم و مهم به وجود آمده نیروی بزرگ قدسی آنان هم در برابر روزگار بدعت نمیتواند مقاومت کنند.
مانع سوم
ترس و طمع است. این مانع با موانع دیگر تماماً در"هجومات سته" شرح داده شده است. به آن حواله کرده، اسمای حسنای حضرت ارحمالراحمین را شافع قرار داده، دعا و نیاز میکنیم که ما را به کسب اخلاص کامل مؤفق بگرداند. آمین!
﴿سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا اِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلٖيمُ الْحَكٖيمُ﴾
جدول المحتويات
جدول المحتويات


