خدمت رسائل النور

7. صفحة

خدمت رسائل النور

بعد از استقلال از جنگ آزادی وطن زمانیکه بدیع الزمان با دعوت حکومت زمان در انقره آمده بود فتنه­ی دهشت آور که اهل ایمان در آن معروض شده بود چنین بیان کرده است: "زمانکه در سال 1338هـ \1922م در انقره سفر کردم دیدم که در بین افکار قوی اوردوی اسلام که بر آمده از غالبیت علیه اوردوی یونان بود یک مفکوره­ی بی دینی دهشت­آور که بخاطر زهراگین و مسموم ساختن اوردو فعالیت دساسانه­ی می­کند. ایواه ! این اژدرها در اساسات ایمان تعرض می­کند".

مع الأسف ترسی استاد بدیع الزمان از آن داشت به وقوع پیوست. و در اساسات ایمان تعرض کردند. و بعد از برگشت استاد بدیع الزمان از "انقره" به "وان" زندگی در قریه­ی "بارلا" ولایت "اسپارطه" و در وقت تبعید را چنین ارزیابی می­کرد: "به الله ارحم الراحمین هزار بار تشکری می­کنم و به صورت تحدیث نعمت می­گویم که: تمام تضییقات و استبداد آنها در خدمت انوار قرآن به مثابه­ی توده های هیزمی است که مشعل غیرت و همت را روشن و صیقل می­دهد. و این انوار قرآن که چنین تضییقاتی را دیده و با حرارت غیرت انبساط یافته در جای "بارلا" اسپارطه" بلکه چندین ولایت را به مثابه­ی یک مدرسه قرار داده است؛ چون آنها من را در یک قریه محبوس فکر می­کنند بالعکس "بارلا" به مثابه­ی کرسی و جاهای زیادی مانند "اسپارطه" حیثیت مدرسه را به خود گرفت.                    "الحمد لله هذا من فضل ربی"

درین قریه­ی کوچک که راه های صعب العبوری دارد استاد بدیع الزمان شروع به تألیف رسائل النور کرد. این آثار که از طرف طلاب نور در هر گوشه و کنار ترکیه پخش و نشر گردید هر رساله آن در مقابل مریضی معنوی زمانه به ­مثابه­ی نسخه­ی قرآنی است و تشخیص و تداوی را محتوی است که نجات و سعادت دنیا و آخرت اهل ایمان می­باشد. رسائل النور برای ملییونها انسان حیثیت تریاک معنوی و علاج به خود گرفت و پلان­های تاریک را عقیم نمود.

استاد بدیع الزمان تأثیرات و نتیجه­ی که رسائل النور هدف دارد چنین بیان کرده است:

رسائل النور تنها تخریبات جزئی و یک خانه­ی کوچک را تعمیر نمی­کند؛ بلکه تخریبات کلی و یک قلعه­ی محیط که اسلامیت را با خود دارد و سنگهای آن مانند کوه است تعمیر می­کند و همچنان رسائل النور تنها یک قلب و وجدان خصوصی را اصلاح نمی­کند؛ بلکه با اعجاز قرآن تلاش دارد قلب عمومی و افکار عامه را که با آلت های مفسد و رخنه های دهشت­آور از هزار سال بدین سو تراکم و تدارک نموده است معالجه می­کند و بالأخص زخم های بزگ ضمیر عمومی را که به سبب متزلزل شدن اساسات اسلام و فعالیت دینی و شعائر اسلام که استناد گاه عموم عوام می­باشد با دواهای قرآنی و ایمانی تداوی می­نماید.

پس در چنین رخنه و زخمهای کلی و دهشت­آور دلایل و جهازات به درجه­ی حق الیقین و به قوت کوه­ها و دواهای مجرب که هزار مرتبه بالاتر از تریاق به اعتبار کیفیت باشد لازم است که آن هم درین زمان رسائل النور است که بر آمده از اعجاز معنوی قرآن و همچنان مدار ترقی و انکشاف مراتب بی نهایت ایمان را در قبال دارد".

رسائل النور که برگرفته تمام نیرو ­اش را از قرآن در مقابل استبداد و ظلم دهشت­آور با عنایت الهی مظهر موفقیت بزرگی شده است. استاد بدیع الزمان این تفسیر قرآن را چنین افاده می­کرد:"رسائل النور خاموش نمی­شود، نمی­توان خاموش کرد، رسائل النور نوری است که با پف کردن روشنی آن زیاد می­شود، و یک کشاف معمایی طلسم کائنات می­باشد".

استاد بخاطر این دعوای قدسی بار بار مسموم شد و در زندان های مختلف محبوس شد تمام عمر خود را در تبعید سپری کرد اما چرخ این ظلم و استبداد نتوانست مانع شود تا خدمت شفا بخش در قلوب اهل ایمان و داروی در درد های اهل ایمان نشود. استاد بدیع الزمان اینقدر ظلم که معروض شده بود اعتناء نمی­کرد در سال 1959م که عمر استاد درین هنگام 76 سال بود در یک بیانیه باشرف می­گوید: کاشکه ظلم که من معروض آن شدم هزار مرتبه بیشتر آن معروض می­شدم و لکن قلعه­ی استقبال اسلام در امان می­ماند".

تحولات که پیش از نصف عصر در روح استاد عارض شده بود در سن کهن سالی هم شعله ور بود.


8. صفحة

اساس مسلک رسائل النور: خدمت ایمانی و قرآنی

استاد بدیع الزمان در مقابل فکر بی دینی مدهش که ریشه در بیرون داشت و در زمان خویش شکل گرفته بود چنین ایقاظ می­نمود:" اضطراب من تنها از خطری است که اسلام در آن معروض است، در زمان قدیم فلاکت از بیرون وارد می­شد لهذا مقاومت آسان بود اما فعلا خطر از داخل می­آید کرم در تنه­ی درخت داخل شده لهذا مقاومت سخت تر شده است و می­ترسم بنیه­ی این ملت توان تحمل این مرض دهشت­آور را ندارد چون عداوت دشمن را حس نمی­کنند کسیکه رگ گردن را قطع کرده و خون آن را می­مکد آنرا دوست فکر می­کند و وقتیکه که بصیرت مجتمع تا این حد کور شود پس قلعه­ی ایمان در خطر است پس چیزیکه من را دردمند می­ساخت این بود".

"رؤسای بزرگ را در غفلت می­بینم، قلعه­های ایمان توان استناد بر ستونهای پوسیده­ی کفر را ندارد. به همین سبب تمام تلاش و کوشش خود را به خرچ دادم و صدای حیات درونی، موجودیت معنوی، وجدان و ایمان ملت را می­سرایم و فعالیت من تنها بر توحید و ایمان که مبنی بر قرآن است چون ستون اساس مجتمع می­باشد در صورت تزلزل آن جمعیتی نیست".

و می­گوید: من یک هدف دارم که آنهم در وقت نزدیک شدن لبه­ی گور، درین وطن اهل اسلام صدای بوم ماتریالیست را می­شنویم این صدا اساسات عالم اسلام را می­زداید، مردم و خصوصا جوانان را بی ایمان ساخته به خود وابسته می­سازد. من با تمام موجودیت خود با آنها مجادله کرده جوانان و مسلمانان را به ایمان دعوت می­دهم و در مقابل این کتله­ی بی ایمان مجادله می­کنم و با این مجادله ان شاء الله می­خواهم به حضور الله نائل شوم و تمام فعالیت­های من فقط همین است. و اینک دید نظر روح مسلک رسائل النور این است. راهی که رسائل النور بخاطر رسیدن به هدف مذکور تعقیب می­کند" نزیه، نازک و قول لین"می­باشد و مخاطب اول نفس خویش را قرار داده است. و طرز و اسلوب خدمت که بی مانند است در گفته­های ذیل استاد می­توان دید:

"اساس، ماهیت، پایه، روح و حقیقت رسائل النور عبارت از :تصدیق حقایق ایمانی به اعتبار ایمان به غیب، و با فیض و سر وحی، به طرز برهانی و قرآنی، و با امتزاج عقل و قلب با علم الیقین که به درجه­ی بداهت و ضرورت که به قوت حق الیقین است می­رساند.

رسائل النور یک تفسیر معنوی است که با بالهای عقل و قلب جواهر بی پایان قرآن را به انسانیت می­رساند و همچنان یک در س قوی علم کلام می­باشد. رسائل النور صاحب قوت علمی و فکری که با دربر گرفتن تمام خزائن فکری عالم که در تاریخ اسلامی ظاهر شده است، می­تواند تمام احتیاجات معنوی حال و آینده جوابگو باشد. پس در رسائل النور یک تأثیر قوی می­تواند تمام اعتراضات که بر اساسات ایمان وارد شده از بین برده و معترضین را به سکوت واداشته است.

دستور اقناع

از نظر رساله نور در حیات اجتماعی اسلامی امروزی دو حالت دهشت­آور جاری است:

حالت اول: گسترش کفر مطلقی سرچشمه گرفته از فن و فلسفه­ی که متکی به اساسات پوسیده ماتریالیزم می­باشد.

حالت دوم: انسانهای امروزی قطعه­های شیشه مانند­ دنیا را به آخرت که حیثیت الماس گونه را دارد با غلبه­ی حسیات انسانی بر بالای عقل و قلب ترجیح می­دهند و درحالی­که قیمت الماس را می­دانند. نسخه­ی که رساله­ی نور برای این دو حالت دهشت­آور تقدیم کرده قرار ذیل می­باشد:

چون منشأ کفر در زمانه های سابق جهالت بود؛ لذا ازاله آن آسان بود و همچنان در حیات اجتماعی اسلامی تسلیمیت وجود داشت و نصیحت علماء بالای مسلمانان موثر واقع می­شد اما در زمان فعلی کفر گسترش پیدا کرده و تسلیمیت از بین رفته تأثیر حقیقی بالای عقل و قلب انسانهای امروزی فقط با دلیل و اثبات ممکن است.

رساله­ی نور با فرموده­ی«غالب شدن بر مدنی­ها اقناع است نه با جبر و اکراه در برابر وحشیان که از گپ نمی­دانند باشد» با رساله­های زیادش موضوعات ایمانی را با دلایل قوی اثبات نموده است. نظریات منکرین را از بین برده ایمان انسانهای زیادی را تقویت نموده است. و همچنان رساله­ی نور، یگانه­ی چاره نجات انسانهای که به گناه تریاکی شده اند نشان دادن لذت در ایمان و عمل صالح و نشان دادن الم و درد در گناه است که با مغلوب نمودن حیسیات امکان پذیر است.


9. صفحة

وظیفه تجدید

استاد بدیع الزمان و آثارش رسایل النور که حقایق قرآن را موافق درک و فهم عصر حاضر تقدیم نموده و با تأثیرات اش در قلوب و عقول در ادای وظیفه­ی تجدیدیه مظهر حدیث«ان الله یبعث لهذ الأمه علی رأس کل مأه سنه من یجدد لها دینها» گردیده است.

استاد بدیع الزمان بخاطر به دوش گرفتن این شرف ـ وظیفه­ی تجدید ـ که قبول علماء گردیده حالت روحیه خود را که آنرا آماده به این خدمت کرده چنین بیان نموده است: «پیش از جنگ جهانی اول در یک رؤیای صادقه می­بینم که تحت کوه «آراروت» هستم ناگهان آن کوه به یک حالت دهشت­آور منفجر شد و پارچه­های کوه مانند آن به هر طرف دنیا پراکنده شد درین حالت دهشت که که مرا فرا گرفته بود دیدم که مادرم در پهلویم هست گفتم: مادر نترس امر جناب حق است او رحیم و حکیم است. ناگهان درین حالت دیدم که یک شخص بزرگ آمرانه می­گوید: اعجاز قرآن را بیان کن".

ازین حالت بیدار شدم و فهمیدم که یک انفجار عظیم رخ خواهد داد و بعد از این انفجار و انقلاب سورهای اطراف قرآن از بین می­رود قرآن مستقیما خودش را خودش مدافعه می­کند. و به قرآن تعرض خواهد شد و اعجاز آن زره پولاندین خواهد شد. و در اظهار نوع اعجاز آن شخصی مثل من نامزد خواهد شد. و فهمیدم که نامزد شده ام.

بلی زمان حاضر در بخش ایمان و دین و هم در حیات اجتماعی و اقامه­ی شریعت و هم در حقوق عامه و در سیاست اسلامی یک مجدد مهم محتاج است. اما تجدید مقدس و بزرگ در نقطه­ی محافظه­ی حقایق ایمانی می­باشد. دوایر شریعت و حیات اجتماعی و سیاسی نسبت به آن در درجه دوم و سوم و چهارم می­ماند.

اهمیت زیادی که در باره تجدید دین در احادیث ذکر شده تجدید حقایق ایمانی است فقط دایره­ی حیات اجتماعی اسلامی و حیات سیاسی دنیوی بخاطر وسعت اش در ظاهر و جذاب بودنش از حیث سیطره و حاکمیت، در نظر عموم با اهمیت جلوه­گر می­شود؛ پس مورد نقطه­ی نظر شان است و حدیث شریف را ازین دید تفسیر می­کنند.

بی نهایت شکر ذاتی را که در این عصر برای شخص معنوی شاگردان رسایل نور در حفظ حقایق ایمانی وظیفه­ی تجدید را نصیب فرموده است. بیست سال است در این وظیفه­ی مقدس با نشریات قوی و فاتحانه در مقابل هجوم بی دینی و اهل ضلالت مقاومت نشان داده ایمان هزاران اهل ایمان را نجات داده که در این باره چهل هزار شخص شهادت می­دهد. پس مناسب نیست شخص ضعیف و عاجز مثل من را بخاطر حمل بار گران هزاران مرتبه از حد خود، زیاد اهمیت داده و مدار نظر باشم.

استاد بدیع الزمان در یک مکتوب دیگرش می­فرماید: زمان، زمان جماعت است. با این گفته­ی خود در وظیفه­ی تجدید، رسایل نور و شخصیت معنوی طلاب نور را مدار نظر نموده و در نقاط ذیل تاکید می­نماید: مزایای را که می­بینید از من نیست از رسایل نور می­باشد که تفسیری از حقایق قرآن است. چنانچه که در هر عصر و زمان برای خدمت مکمل دین و ایمان مجددین آمدند؛ درین عصر عجیب و عصر جماعات و تجاوز جماعت شخص معنوی نیز لازم است مجدد، شخص معنوی باشد؛ چون زمان مثل زمان گذشته نیست چون یک فرد هر قدر فوق العاده هم باشد باز هم در مقابل شخص معنوی مغلوب خواهد شد.

احتمال قوی است که رساله نور ازین ناحیه یک مجدد باشد پس مزیت ها حاشا از حد من بالا است بلکه بارها نوشته کرده ام حیات من به رسایل نور حیثیت هسته را دارد. با فیض قرآن و با احسان الله است که این هسته به یک درخت پرثمر و با اهمیت تبدیل شد یعنی من یک هسته بودم پوسیدم و رفتم همه مزیت ها مربوط رسایل نور می­باشد که معنا تفسیر حقیقی قرآن می­باشد.

گوشه گیری از سیاست

استاد بدیع الزمان خدمت رساله نور و شاگردان شان را همیشه از سیاست که اساس آن با دروغ گذاشته شده دور نگهداشته است. در زمان طوفانی، خدمت به دین و علم را از طریق سیاست بی نتیجه و بی فایده می­دید. و در نطقه­ی کسب حیات ابدی اولین واسطه را در خدمت ایمان دیده و با همت تام تلاش به آن را الزم دانسته چنین می­گفت: خطر بزرگ اهل ایمان در این عصر، فساد قلوب و ضعف ایمان از ضلالت بر گرفته شده از فن و فلسفه می­باشد. چاره یگانه اصلاح قلوب و نجات ایمان نور می­باشد و نشاندن نور است. اگر با آتش سیاست حرکت نموده غالبیت صورت گیرد کافران به درجه منافق تنزول می­کنند که منافق بدتر از کافر می­باشد. پس می­توان گفت: آتش سیاست در چنین زمانی نمی­تواند قبلها را اصلاح کند؛ چون در این حالت کفر در قلب نفوذ نموده مخفی می­ماند و به نفاق تبدیل می­شود. و همچنان نور و آتش را مثل من عاجز نمی­تواند استعمال کند؛ لهذا با تمام توان مجبور هستم نور را با دو دست گرفته و به آتش سیاست به هر شکلی که با شد نگاه نکنم و لازم است چشم­های که با طرفداری از سیاست کورشده با دور کردن از سیاست به طرف نور قرآن متوجه کرد.

و همچنان لازم است حقایق الماس گونه قرآن را با اتهامات سیاسی به قیمت پارچه های شیشه تنزل نداد و سیاست که بر اساس منفعت می­چرخد جانوار فکر کرده از نتیجه­ی وخیم سیاست بحث ننموده و اعوذ بالله من الشیطن الرجیم گفت و به حیات سیاسی هیچ وقت داخل نشد.

10. صفحة

رساله نور تفسیر معنوی قرآن می­باشد

تعریف تفسیر علمی قرآن عبارت از :«کشف، بیان و اظهار نکات مخفی و معانی رمزی آن می­باشد. امام غزالی رح قرآن را به یک بحر بی پیایان تشبیه داده است در عمق چنین بحری لؤلؤ، یاقوت و جواهر موجود است. تفسیر علمی عبارت از علمی است که این مجوهرات و این حقایق قرآنی را اخراج می­کند.

هر کتاب که ازین مجوهرات و حقایق قرآن بحث می­کند یک نوع تفسیری آن می­باشد. در عالم اسلامی تا این دم در این بخش تألیفات زیادی شده است. استاد بدیع الزمان تفسیر بودن رساله­ی نور را چنین بیان نموده است:« رساله­ی نور تفسیر قوی و مهم قرآن می­باشد، بخاطر این تکرار، بعض غافلان درک نکردند و مجبور شدم تا حقیقتی را بیان کنم که رساله­ی نور تفسیر قرآن می­باشد.

 تفسیر دو نوع می­باشد: نوع اول، تفاسیر معلومی است که معانی عبارات، کلمات و جمله های قرآن را بیان، ایضاح و اثبات می­کند.

نوع دوم: تفسیری است که حقایق ایمانی قرآن را با دلایل قوی بیان، ایضاح و اثبات می­کند. این بخش تفاسیر اهمیت خاصی را برخوردار است. تفاسیر نوع اول حقایق ایمانی را به شکل مجمل بیان می­کند. فقط رساله­ی نور نوع دوم را اساس کار خود قرار داده و یک تفسیر معنوی بی مثالی است که فیلسوفان معاند را ساکت نموده است.

با تعریف خود مؤلف، رساله­ی نور که با فیض و کمک قرآن از سنوحات قلبی و استخراجات قرآنی است عبارت از: «مستقیما یک دلیل واضح، و یک تفسیر قوی، و یک معجزه­ی معنوی روشن و یک رشحه­ی آن بحر عمان، و یک شعاع آن خورشید حقیقی و یک ترجمه معنوی ملهم از آن معدن علم حقیقت است».

استاد بدیع الزمان در زمان تألیف رسایل نور مستقیما از قرآن استفاده کرده و در باره شروع تألیفاتش چنین اشاره کرده است: امام ربانی در مکتوباتش مصرانه چنین توصیه نموده است: «توحید قبله بگردان! یعنی یکی را استاد انتخاب کن و پیروی نما با دیگران مشغول مباش». این توصیه مهم آن با استعداد و احوال روحیه­ی ام موافق نشد زیاد تفکر کردم که آیا این را پیروی کنم یا آن را پیروی کنم یا دیگری را پیروی کنم متحیر شدم؛ چون در هر کدام شان خاصیت های جاذبانه­ی داشت با یکی نمی­توان اکتفا کرد.

در این تحیر بودم که با رحمت الله در قلبم چنین الهام شد: اساس این طریقت های مختلف و منبع این نهر ها و شمس این سیاره ها قرآن حکیم است. توحید حقیقی قبله با قرآن است. مادامیکه چنین است مرشد اعلا و استاد مقدس آن است و به او چسپیدم استعداد ناقص و پریشانم البته نمی­تواند کما حقه فیض آن مرشد حقیقی که مانند آب حیات است بگیرد. فقط با حالت صاحب قلب و درجات صاحب حال آن فیض و آن آب حیات باز هم با فیض آن می­توان نشان داد.

پس گفتارها و انوار بر آمده از قرآن تنها مسایل عقلی و علمی نیست؛ بلکه مسایل ایمانی قلبی، روحی و حالی می­باشد. و حیثیت معارف الهی بلند و صاحب ارزش است. در تمام گفتار گوینده من نیستم بلکه حقیقتی است به نام اشارات قرآنیست و حقیقت هم حق و راست می­گوید اگر اشتباهی دیدید پس بدانید که بدون آگاهی، فکرم مداخله کرده خطا کرده.

رساله­ی نور یک درس قوی در علم کلام می­باشد

علم کلام به اعتبار موضوع و هدف به دو شکل تعریف شده آمده است. به اعتبار موضوع علم کلام عبارت از: علمی است که از ذات و صفات الله متعال، مسایل نبوت و رسالت، مبدأ و معاد، و از ماهیت خلقت دنیا و آخرت به موافق اساسات اسلامی بحث می­کند.

علم کلام به اعتبار هدف عبارت از: علمی است که برای مؤمن با استفاده از دلایل یقینی و قطعی با ازاله شبهات ممکن الوقوع قدرت اثبات عقاید و معتقدات دینی را می­دهد. علماء، هدف علم کلام و تمام علوم اسلامی را با گفته­ی«تأمین سعادت دارین» خلاصه نمودند.

علمای اسلام همراه با غایه­ی اصلی علم کلام، فایده های فرعی آن را نیز بیان نموده اند که می­توان آن را به ترتیب ذیل بیان نمود: علم کلام ایمان شخص را از درجه تقلید به درجه­ی تحقیق، یقین و شکست ناپذیر رسانده صعود می­دهد و کسی که راه راست را می­جوید راهنمای می­کند. بی دینان و طرفدار بدعت را ساکت می­گرداند. اساسات عقاید را که اهل ضلالت با پیش نمودن شبهات متزلزل می­کرد نجات می­دهد. و در ساحه­ی عمل نیت انسان را خالص می­گرداند. و اعتقاد آن را محکم می­گرداند.

رساله­ی نور به اعتبار اهداف که در بالا ذکر شد علم کلام را هم در بر می­گیرد. فقط از حیث اصول با علم کلام کلاسکی جدا می­شود. مثلا: علم کلام کلاسکی در اثبات توحید دلیل حدوث و امکان را زیاد به کار می­برد اما رساله­ی نور دلیل نظام و غایه را که میتود قرآن است زیاد استعمال می­کند. در هر چیز یک پنجره­ی توحید را باز کرده است. بدیع الزمان خصوصیات خدمت رساله­ی نور را در بخش علم کلام برای جواب یک شاگردش چنین افاده نموده است: « در مکتوب تان گرفتن درس علم کلام را آرزو نموده­ای، بالفعل آن را گرفته­ی تمام گفتارهای که نوشته کرده اید درسهای آن علم کلام نورانی و حقیقی است. محققین قدسی مانند امام ربانی فرموده اند: علم کلام را در آخر زمان یعنی مسایل ایمانی کلامیه که مذهب اهل حق است، شخصی چنان بیان و واضح خواهد نمود که ما فوق تمام اهل کشف و اهل طریقت نشر آن انوار نورانی را سبب خواهد شد. مظهریت رساله­ی نور در این اشارات غیبیه بدون شک و شبهه می­باشد.

مجادله با بدعات

یکی از اساسی ترین دعوای رساله­ی نور مجادله با بدعات است. استاد بدیع الزمان در بحث سنت سنیه می­گوید: «ایجادات تازه در بخش احکام عبودیت بدعت است. بدعات با سر[الیوم اکملت لکم دینکم الخ]منافات دارد؛ چون مردود است». استاد در بخش دایره­های( دوست،برادر و شاگرد) رساله­ی نور، شرط دوست را چنین بیان کرده است: شرط دوست اینست که باید به رساله­ی نور و خدمت ما که در باره انوار ایمانیه است طرفدار باشد و به ناحقی و بدعات ولو قلبا هم باشد طرفدار نباشد. و تلاش در راستای استفاده ازین رساله ها. و کسانیکه طرفدار بدعات هستند حتی به درجه دوست هم قبول ندارد.

نورانی ترین قافله در بین قافله­ی های بشر که به طرف گذشته رخت سفر بستند؛ انبیاء، صدیقین،شهدا،اولیاء و صالحین را دیدم و با پراکنده ساختن ظلمات استقبال در راه ابد الآباد در یک جاده کبرای مستقیم روان هستند و ناگهان سبحان الله گفتم. کسانیکه ذره­ی عقل دارند البته می­دانند که ملحق نشدن به چنین قافله­ی بزرگ که ظلمات استقبال را تنویر می­کند و با کمال سلامت روانه استقبال هستند چقدر سبب خسارت و هلاکت است.

 

عجبا منحرف شدن از این قافله با ایجاد بدعات، نور را از کجا می­گیرند. و به کدام راه می­توانند روان شوند. رهبر مان رسول اکرم ص فرموده اند: "کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار او کماقال". عجبا در مقابل این فرمان قطعی بعض بد بختهای که به تعبیر علمای سو‌ء لایق شدند کدام مصلحتی را یافتند و کدام فتوای را می­دهند و بدون لزوم به شکل مضر مقابل بدیهیات شعایر اسلامی شدند و تغییر آن را جایز می­دانند؟ اگر چیزی هم باشد یک انتباه مؤقتی منبعث از معنی است که علمای سوء را فریب داده است.

بیانات رساله­ی نور در لمعه­ی هجدهم چنین است:" در زمان انتشار بدعات و حروف عجمی و اجنبی انسانهای نا اهل آخر زمان یک قسم از علمای سوء هستند که به سبب حرص و پر ساختن شکم شان ناشران بدعات و کسانی هستند که به بدعات فتوی داده اند». استاد در مقابل حروف اجنبی(لادینی) که یکی از بزرگترین بدعات آخر زمان است مخالفت کرده و حفظ حروف قرآنی را یکی از مهمترین وظیفه­ی شاگردانش قرار داده و در این راستا «وظیفه­ی رساله­ی نور چنانچه که در مقابل بی دینی حفظ حقایق ایمانی است در مقابل بدعات هم وظیفه دارد حروف و خط قرآنی را محافظه بکند. و در مکتوبات زیادی این را بیان نموده است؛ چون از نظر استاد بدیع الزمان طرفدار شدن به بدعات از جمله اکبر الکبایر است. در یک مکتوب خود در بارلا چنین افاده نموده اند: هفت گناه کبیره را پرسان می­کنید گناهان کبیره زیاد است فقط گناهان که اکبرالکبایر و موبقات سبعه تعبیر شده است هفت می­باشد. و این هفت گناه کبیره را چنین ترتیب نموده است: قتل، زنا، شراب، عقوق والدین(قطع صله رحم) (نافرمانی پدر و مادر و قطع رابطه با خویشاوندان) قمار، شهادت دروغ و طرفدار شدن به بدعات که برای دین مضر است.

          حفظ خط قرآنی        

روح و اساس خدمت رساله­ی نور، خدمت به قرآن است. یکی از وظیفه­ی مهم رساله­ی نور خط اکثریت کشورهای اسلامی که همان حروف قرآنی می­باشد محافظه کردن است.