انتشار خدمت رساله¬ی نور و احمد خسرو آلتون باشاق
التنقل
11. صفحة
انتشار خدمت رسالهی نور و احمد خسرو آلتون باشاق
سالهای اول سقوط خلافت عثمانی در حالیکه هرکس از مجادله علنی دست بردار شده بود حتی کوچکترین حرکتی بنام اسلام جزای سنگینی را در قبال داشت. استاد بدیع الزمان و شاگردان که در اطراف او بودند در آن دور قحط رجال با خدماتی فراگیر عالم اسلام در مقابل تمام جریان های منفی استادگی میکرد و در یک زمان که کسانی زیادی به نا امیدی مبتلاشده بودند به آینده با دید امید و استقرار نظر میکرد و اهل ایمان، خصوصا بخاطر نجات نسل آتی از فتنه های آخر زمان که همه جا را احاطه کرده بود مجادله میکرد.
شاگردان رسالهی نور در باره حفظ و اعلان حقایق ایمانی و شعایر اسلامی متهم به تاسیس جمعیت بدون قانون، و طرفداران شریعت و بنام تاسیس خلافت اسلامی فعالیتهای که اساسات دولت را تغییر میدهند میشدند و از یک محکمه به محکمهی دیگری کشانده میشد. و با فیصله های خلاف قانون سالها محکوم به زندان میشدند. شاگردان رسالهی نور را به سبب خدمت ایمانی، با زندانی و تبعید نمودن حیات اجتماعی و اقتصادی شان را فلج میکردند. باز هم فیض که از رسالهی نور میگرفتند در خدمات شان ثبات میکردند.
استاد بزرگ که قهرمان مشکلاتها است در زندگی نامه خود خلاصه حیات اش را چنین تصویر نموده است:«در حیات هشتاد سالهی ام بنام لذت دنیا چیزی نمیدانم تمام عمرم در میدان جنگ یا در زندان اسارت و یا در زندان کشور و یا در محکمههای کشور سپری شد. جفا و عذاب که ندیده باشیم نماند. در محاکم عسکری مثل یک جانی معامله شدم. و مانند یک لاابالی ولایت به ولایت تبعید شدم. و در زندانهای کشور ماها تنها ماندم و بارها مسموم شدم و به حقارتهای مختلف معروض ماندم». استاد بزرگوار باز هم از وظیفه مقدس اش یک لحظه هم منصرف نشد رسالهای مختلف را که تالیف میکرد در مرکز (اسپارطا) روان میکرد. و شاگردان رسالهی نور که با استاد شان در عین هدف خدمت میکردند در رأس شان احمد خسرو آلتون باشاق عذاب و شکنجه های گوناگون را معروض شدند. احمد خسرو آلتون باشاق در تمام محاکم رسالهی نور مثل اسکیشهر، دنیزلی، آفیون با استاد و شاگردان صادق شان به قصد اعدام محکمه شدند. و در زندان دنیزلی مسموم شده بودند که با حفظ الهی نجات یافتند و در عین حادثه حافظ علی رح شهید شد.
استاد بدیع الزمان در یک شرایط مشکل و در حال تبعید از یکجا به جای دیگر رساله های را که تالیف میکرد به حالت مکتوبات برای احمد خسرو افندی در اسپارطا که مرکز خدمت نوریه بود ارسال میکرد.
رساله ها در تحت کنتررول خسرو افندی به واسطهی شاگردان رسالهی نور بصورت نوشتار با قلم و از سوی دیگر با چاپ ماشین در تمام مناطق ترکیه نشر میشد. و رساله های که توسط شاگردان در اطراف ترکیه استنساخ میشد به واسطهی احمد خسرو برای استاد میرسید. اکثر اوقات با خواست استاد جوابهای شاگردان را هم نوشته میکرد. استاد بدیع الزمان در سوق و اداره خدمت احمد خسرو افندی را که نام «فابریکه نور» داده است چنین افاده میکرد:« خسرو را در بخش تصحیح، توزیع، تدبیر، مخابره و در نشر و رساندن رسالهها تبریک نموده و در موفقیت اش دعا میکنیم». به همراه این وظایف مهم بازهم نوشتار قلم شرین و نورانی را در نسخه های زیاد میبینیم. همیشه فکر با کرامت، مفید و عالی خسرو در هر وقت در خدمت قرآن با اهمیت است.
استاد بدیع الزمان با فرموده اش:« بخش را که خسرو مناسب نمیبیند میتواند تعدیل، تبدیل و اصلاح بکند». صلاحیت را که برای هیچ شاگردانش قایل نشده، صلاحیت مداخله کردن در آثارش را برای احمد خسرو مقام حیاتی اش را در خدمت رسالهی نور برای ما نشان داده است. زمانیکه در امیر داغ مسموم میشود استاد در مکتوبش:«قهرمان رسالهی نور خسرو، وفات و مریض شدن اش در جای من را به شکل صمیمی و جدی میخواهد، من هم میگویم: زمان، زمان تألیف نیست بلکه زمان نشر است چقدر که خط تو نسبت به خط من به نشر مفید است حیات تان در خدمت رسالهی نور نیز به همان اندازه از حیات مضطرب من مفید است. اگر از توان من میبود از حیات و صحت خود با ممنونیت به شما میدادیم».
زندگی نامه مختصر خسرو افندی
احمد خسرو افندی سال ۱۲۱۵ هـ /۱۸۹۹ م در ولایت اسپارطه قریه سنیرجه به دنیا آمد. نام پدرش محمدبک پسر حاجی ادهم که از جمله والی های اخیر خلافت عثمانی در ولایت اسپارطا بود و مادرش بنام عایشه خانم بود. شجره نسب اش از طرف پدر که از اشراف اسپارطا بنام «صاحب دستاران سبز» مشهور است به حضرت ابوبکر صدیق رض میرسد و از طرف مادرش که نسب اصل از سلاله رسول الله به حضرت حسین میرسد. و اجداد اش از جمله حافظ قراء مشهور است.
سالهای که استاد بدیع الزمان در بارلا تبعید بود احمد خسرو افندی با یک رؤیای صالحه به دیدار استاد مشرف میشود و بعد از دیدار یکی از شاگردان اول، مشاور و ارکان مهم خدمت رسالهی نور میشود.
12. صفحة
خسرو افندی از زبان استاد
زمانیگه که استاد بدیع الزمان، احمد خسرو افندی را که در خدمت رسالهی نور از دیگران تمایز پیدا کرده بود و در مدرسه نوریه که در سطح کشور است او را در حضور شاگردانش یک مقیاس قرار داده و با اسم و رسم او را التفات میکرد.
مثلا: مرحوم حسن فیضی آغابگ برای استادش خسرو "دنیزلی" شده بود. خسرو "آیدین" و حوالی آن احمد فیضی افندی بود. در "قسطمونی" محمد فیضی افندی که با خدمات اش استاد را ممنون ساخته بود برای استاد یک خسرو کوچک بود و او هم این عنوان را با کمال افتخار با خود داشت که مکتوباتش را با خسرو کوچک محمد فیضی خاتمه میداد. عنوان "اینه بولی" نظیف چلبی نیز اینه بولی خسرو بود که عنوان "اینه بولی"یعنی "اسپارطا" دوم بود. همچنان کاتب عثمان "اسپارطا" خسرو دوم بود. جیلان آغابگ که در آخر حیات استاد با استاد دیدار کرده و رانندگی استاد را کرده است از نظر استاد خسرو کوچک او بود. اما طاهر اول یک خسرو مکمل بود.
حضرت استاد، موقع خسرو افندی را که در خدمت رسالهی نور داشت و مقام ممتاز که در نزد شاگردانش بود میدید شاگردانش را بخاطر فریب نخوردن بازی های دشمن که میخواست این حالت را از بین ببرد چنین هشدار داده است: دشمنان مخفی مان دو پلان را تعقیب میکنند: اولی از بین بردن من با بهانه ها. دومی ایجاد فتنه در مابین ما. جدا کردن ما را ازهم دیگر که در رأس با تنقید و اعتراض و خشم علیه خسرو.
من برای شما اعلان میکنم که: اگر خسرو هزار نواقص هم داشته باشد من میترسم که علیه او قرار گیرم چون فعلا بر علیه او شدن یک جنایت عظیمی است که علیه رسالهی نور و علیه من و طرفدار شدن به دشمنان مان میباشد. قابل قبول است که فرموده های استاد بدیع الزمان التفات بسیط که برای هر کس گفته شود نیست. چون حضرت استاد توجهات التفات کارانه که در حق بزرگان مان که در خدمت سبقت کردند میکرد برای هیچ کس با این حالت التفات نکرده است. و در حق هیچ بزرگان مان برای مان چنین تنبیهات مثل:« لازم است که در مقابل خسرو که قهرمان رسالهی نور و یکی از ممثل مهم خدمت نوریه در جای من است نباید قهر شود» را نشده است. کسی که در علیه او است علیه خود دانسته و حتی برابر در علیه رساله نور دانسته است. بیانات استاد اینقدر واضح است که دیگر نیازی به دلایل و تحقیق نمیگذارد. رسالههای نور مال دولت است و در میدان است و در قبضهی هیچ کسی نیست. استاد بدیع الزمان، احمد خسرو افندی را برای مان وصیت نموده چنین معرفی میکند: « من ادعا و اثبات میکنم خسرو که در این سردی معامله سرد دیده و در وطن و ملت متضرر توهم شده و وجودش مریض(سلم الله علیه) قهرمان بزرگ ملت ترک و خلاص کار این وطن و یک فدا کار خالصی است که ملت ترک با او افتخار میکند. چون به سر اخلاص مکمل مظهر شده لذا؛ ازانانیت، ریا و شهرت پرستی پاک است. جای دارد چندی از خدمات وطنی و ملی آنرا بیان کرد: احمد خسرو با قلم شرین و مستثنی نزدیک به شش صد رساله نوشته کرده و هر طرف وطن نشر کرده مانع حرکت های مفسد آنارشیزم که در زیر پرده کمونیستی فعالیت دارد شده و از بین برده است. و بخاطر نجات این وطن مبارک و این ملت قهرمان ازین زهر خطرناک علاج موثر را در هر طرف بخش کرد و یک وسیله نجات از هلاکت جوانان ترک و نسل آینده شد.
حالا برای شما یک قهرمان خدمت نوریه مثل خسرو احسان شده، تا این دم نمیتوانستم خسرو را برای اهل دنیا نشان دهم و مخفی میکردم فعلا هم من و هم او نمیتواند مخفی بدارد. استاد با این گفته هایش بار بار که برای ما معرفی میکرد علیه او شدن را مساوی با علیه خدمت رسالهی نور میدانست. بعضی شاگردانش را که نشود در مقابل پلانهای دشمنان مخفی فریب بخورند تنبیه میکرد. احمد خسرو افندی از شروع خدمت نوریه تا از رحلت استاد تا آخرین نفس در هر صفحه این خدمت و در هر محمکه موجود بوده زحمت کشیده و در رأس اسمهای ممتاز قرار گرفته است از این لحاذ در بین تمام طلاب نور در کلیات رسالهی نور اسم او زیاد ذکر شده است.
جایگاه احمد خسرو را در خدمت رسالهی نور به شکل شفاهی و منابع رسمی تأیید میکند. مثلا: در اسپارطا اساس ۹۵۴/۲۱۱ مدعی عمومی جمهوریت و نمبر ۹۵۶/ ۸ و در سالهای ۱۹۵۶ در زمان حیات استاد تعریف خسرو افندی در سطرهای لیست متهمین ادعا نامه بنام سعید اوقور جالب دقت است:« متهم خسرو آلتون باشاق ۲۲ سال میشود زمانی که سعید اوقور را شناخته، کتاب هایش را مطالعه کرده، و این کتاب ها را تکثیر نموده نشر میکند و مکتوبات که سعید نورسی نیز تکثیر نموده برای کسانیکه میخواهند ارسال نموده و کسانیکه این اثر و مکتوبات را میخوانند بنام طلاب نور یاد میکنند و شاگردان نور سعید نورسی را بنام استاد میشناسند جماعت معنوی شان را بنام مدرسه الزهراء یاد میکنند. و با سعید اوقور چندین بار روانهی محکمه شده و تحت توقیف داده شده و آثاری که در حین تفتیش خانه به دست آمده از طرف سعید اوقور نوشته شده، این آثار را از طریق نوشتار بر بالای کاغذ مومی تکثیر نموده به طاهر موتلو که از جمله مظنونین میباشد ارسال کرده، و در خانه اش آثار که مربوط سعید نورسی میشود موجود بوده از جمله سابقین و فعال نورجیان میباشد؛ چونکه از جمله شخصیت های معتمد سعید نورسی است بنام استاد ثانی یاد میشود که دلایلی از اقرار مظنون و شاهدی شاهدان و وثایق که در هنگام بررسی به دست آمده موجود است».
حرکات حرمتکارانه و اخلاص مندانه خسرو افندی در مقابل توجهات استاد و شرگردان رسالهی نور هیچ تغییر نخورد. و مکتوبات که برای استادش نوشته کرده رغبت نامه های وجیزی است که قیمت رسالهی نور را بیان نموده و آداب نامه های که چگونگی معامله حرمتکارانه شاگردان با استاد و رسالهی نور را نشان داده است. و به حکم اخلاص نامه های شاهدی است که تاثیرات رسالهی نوری که از ساحل عمان قرآن بر آمده نشان میدهد. مکتوب که برای استادش ارسال نموده از جمله نمونه های زیبای میباشد:
«شاگرد تان که هر طرف و هر حال آن مملو از قصور و عیب میباشد تمام هستی خود را در زیرپای استادش هموار کرده بلکه هر روز حالش بدتر ازین حالت هم باشد و در راه استادش اگر هزار جان داشته باشد بدون کدام تردد نه شکل صوری بلکه با اعتراف قلب آماده است». شاگرد تان گنهکار سالها از خالق خود یک حامی را طلب میکرد. دفتر اعمالم که پر از سیاه است اگر تدقیق شود درین خصوص چقدر تضرع و نیاز لازم است و چقدر اشک ریختن لازم است در راه خدمت قرآن اگر به اندازه سکنه ارض حیات داشته باشم فدا کردن هر واحدی را برای خود شرف و سعادت بزرگ قبول کرده ام.
استاد مهربانم! و سالها که در پی چنین مرشد محترم بودم و ای عزیز دلال قرآن! حس میکنم که اضطراباتم منقلب به سرور شده است.
13. صفحة
توافق القرآن
استاد بدیع الزمان که خدمت به قرآن را غایه بزرگ حیات خود دانسته، بخاطر نشان دادن اعجاز خطی قرآن، با بیان (توافقات) در قرآن برای انسانهای عصر ما - که عقل شان به چشم شان آمده و با مصیبت ماده پرستی به یک حالتی رسیدند که چیزیکه قابل دید نیست نسبت به او شک و تردید کردند- خواسته که قرآنی را به رشته تحریر در آورد. و بخاطر تحقق بخشیدن این هدف خویش برای ده نفر از شاگردان برجسته و علماء را سه جزء قرآن میسپارد تا وجه اعجازی توافقی را اظهار بکنند. و توصیه مینماید تا در اثنای این کار، خط قرآن که به قلم حافظ علی به رشته تحریر در آمده اساس کار خود قرار داده و با اخلاص کامل بدون دخل اراده شان نوشته کنند. و چنین اخطار نموده است: «اختیارتان را دخل نکنید و چیزی موجود را نابود نکنید». تعدادی از شاگردان استاد، با احمد خسرو افندی که شاکرد نزدیک استاد است که اکثریت شان یا حافظ و استاد و یا معلم خطی عربی هستند مانند حافظ علی، خواجه خالد، معلم غالب، خواجه صبری، حافظ زهدی، طیغلی حقی شاملی حافظ توفیق نامزد خدمت نوشتار قرآن میشوند. و جزء های که نوشته کردند برای استاد شان تسلیم میدهند.
استاد بدیع الزمان بعد از تدقیق زیاد نتیجه را چنین بیان میکند:« توافق با طرز احمد خسرو میباشد. ازین لحاظ اگر خسرو کدام مهارتی داشته باشد توافق را از بین نبرده و توصیه کرده بودم که هیچ کس مهارت خود را مداخله نکند! پس مهارت بزرگ اینست که توافق را از بین نبرد؛ چون توافقی وجود دارد».
در بین شاگردان مذکور احمد خسرو افندی با وجود که در خط قرآن عقب بود یک باره از کاتبان و معلمان خط عربی تفوق آمد و در خط عربی ده برابر شاگردان ممتاز شد و حتی بالعموم آنرا تصدیق نموده گفتند: بلی از ما سبقت نمود ما نمیتوانیم به آن برسیم.
پس قلم خسرو کرامات و خوارق مشابه معجزه قرآن و رسالهی نور است؛ چون در این نسخه تمام ۲۸۰۶ عدد لفظ «الله» یا در یک ردیف در یک صفحه و یا رو در رو در صفحات مختلف و یا پشت همدیگر در صفحات دیگر به شکل خارقه توافق نموده است. و همچنان کلمات زیادی که از یک مصدر نشأت گرفته و به اعتبار معنی هم دیگر خود را تأیید میکند و یا معانی آنها متقارب است با انسجام لطیف توافق کرده است.
توافق در قلم احمد خسرو بشکل خارق العاده ظهور نموده است که با تعبیر استاد شان:« اگر عقل درک کند میگوید: سبحان الله و اگر قلب درک کند میگوید: بارک الله و اگر چشم ببیند میگوید: ماء الله». بلی کاتب قرآن موافقات محقق شد که احمد خسرو آلتون باشاق میباشد.
استاد بدیع الزمان ممنونیت که از قلم او دارد در مکتوبات مختلف خود چنین بیان نموده است: «احمد خسرو عزیز، صدیق، مبارک که با قلم خارقه خود یک وجه اعجازی قرآن را اظهار نموده و همیشه در دفتر حسنات خود با تلاوت تلاوت کننده گان آن قرآن که نوشته کرده است ثواب کسب کرده است. ماء الله ! بارک الله ! قلم خسرو که کلید طلایی برای قرآن گردیده نه تنها مارا بلکه روحانیات و ملائکه را نیز خوشحال میسازد.
خسرو! به یاد بیار دعاهای رحمت را که ان شاء الله با طبع این قرآن در نزدیکی ها به روح ات از عالم اسلام میبارد. با حمد الهی شکرش را ادا کن. احمد خسرو در زمان استاد سه نسخه، بعدا شش نسخه در مجموع نه نسخه را نوشته کرده است. امروز ملیونها انسان در عالم اسلام با تلاوت قرآن موافقات -که در سال ۱۹۸۴ از طرف نهاد«وقف الخیرات» که احمد خسرو با شاگردانش تأسیس نموده بود- دعای رحمت میفرستد.
خدمت رسالهی نور بعد از وفات استاد بدیع الزمان احمد خسرو افندی زمانیکه با تغیرات و تحولات فرقه های تحت نام خدمت رسالهی نور به وجود آمد در خدمت رسالهی نور با صداقت صاحب شده و از اصل استقامت آن هیچ وقت منصرف نشده است. احمد خسرو افندی در مدت عمر خود خدمت که از استادش میراث گرفته بدون اینکه به اندازه تار موی تعویض بدهد و کدام تغیر و تحریفی در آن رخ دهد موافق با اساسات خدمت رسالهی نور بدون کدام تأویلی ادامه داده و اتباع سنت سنیه -که روح خدمت رسالهی نور است - و مخالفت با بدعات را اساس مقصد خود نموده است. حیات خسرو افندی شاهد بر اینستکه خدمت اش بخاطر دنیا نه بلکه دنیایش فدای خدمت اش کرده است و حتی خانه متواضع که خواهرش بر او تخصیص نموده است جای نشر وظیفهی مهم حیاتش نموده است.


